تبليغاتX
html> آزادی , صلح , برابری
استقلال ازادی جمهوری دموکراتیک ملی ایران (غم مردان بزرگ وجود نامردمان است....)


آزادی , صلح , برابری



فریاد ایران






 

  من دچار خفقانم در بند به امید نفسی
 کام من تلخ تر از شوکر زهراست خدا میداند
 که در اندوه دمی شاد زیستن
 تن من غرقه به خون شد دلم از هم بگسست

تقدیم به آنان که بیاد آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنند سنگینتر از فریاد....

عکس از همرزم گرامی:ح.خاموش

 http://khamoush.blogfa.com

 

+ نگاشته شده از دل شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


چرا مادر مرا بیست ساله کردی

 میان پادگان آواره کردی
به من گفتی که سربازیست آسان

 نگفتی لیک عمر یک جوان است
نویسم نامه ای با برگ چایی

بالای برجک پست میدهم مادر کجایی؟

+ نگاشته شده از دل شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


 

یا مقلب القلوب....

وبدین سان گذشت سالی که بر ما اینسان چون باد گذشت ...

باشد که تحویل سال نو همزمان با تحول درونی مان باشد...

 

+ نگاشته شده از دل پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط شرقزاد  | 


بازگشتم که بگویم من سربازم که بازمیگردم نه زندانی که بازگشتم با خدا باشد گر چه امیدی به برگشت نیست...

 

+ نگاشته شده از دل پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


چنین گفت زرتشت پاک عاشقی عاشق باش ودوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش وبه مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

سپندارمزدگان خجسته باد...

+ نگاشته شده از دل سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط شرقزاد  | 


عشق را به خاطر بسپار

وعاشق را به خاطره

 زیرا عشق ماندنیست

وعاشق رفتنی

 

من هم رفتم چون نوبت به خدمت سربازی من هم رسید خدانگهدار عزیزم باید برم از این دیار اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها بذار

خدانگهدار تا سلامی گرم...

+ نگاشته شده از دل سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


December 14, 2007

http://www.khosoof.com/archive/409.php#comments

من دچار خفقانم، خفقان!

مشت مي‌کوبم بر در
پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان!

من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم،
-آآآآآآي!
با شما هستم!
اين درها را باز کنيد!
من به دنبال فضايي مي‌گردم،
لب بامي،
سر کوهي،
دل صحرايي
که در آنجا نفسي تازه کنم.
آه!
مي‌خواهم فرياد بلندي بکشم
که صدايم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد،
چاره درد مرا بايد اين داد کند.
از شما خفتهء چند،
چه کسي مي‌آيد با من فرياد کند؟

ف.مشیری



تجمع در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران در اعتراض به دستگیری مریم حسین‌خواه و جلوه جواهری

+ نگاشته شده از دل سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


دو رويه زير نيش مار خفتن

 

سه پشته روي شاخ مور رفتن

 

تن روغن زده با زحمت و زور

 

ميان لانه زنبور رفتن

 

به كوه بيستون بي رهنمايي

 

شبانه با دوچشم كور رفتن

 

ميان لرزوتب با جسم پر زخم

 

زمستان زير آب شور رفتن

 

برهنه زخمهاي سخت خوردن

 

پياده راههاي دور رفتن

 

به پيش من هزاران بار خوشتر

 

كه يك جو زير بار زور رفتن

 

"شادروان محمد تقي بهار"

+ نگاشته شده از دل سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


 

چنديست روزگاربكام مراد نيست...

چرا ؟خوب ميدانم همه ميگويند خودكرديم كه خودكرده راتدبيرچيست؟

پس چه كنيم دست بردست گذاريم تا برما بند نهندوببرند و بخندند؟

بندي كه قرنهاست بردست مردان دليري چون سام وزال و رستم وسهراب وفرامرزو سياوش وآذربرذين و شيرزناني چون رودابه وتهمينه و بانوگشسب وگرديه و گردآفريدويوتاب و...نرفت.

بند ننگي كه بدستان پدرومادرمانرفتامااينك بدستان ضعيف مارفته است چون خود دادازبيدادنستانديم چون برگان به صيد گرگان رفتيم.گرگاني كه از سگان پاسبان نيزبه ما نزديك تر بودند.

شيشه نزديك تر از سنگ نداردخويشتن

هرشكستي كه برهركس برسدازخويش است...

پيام نياكان ماچيست؟ كه ميداند ؟غيراز اينكه تن به ننگ نداده وخارازدل و پاي از گل وبند از دست برآريم.

نه...نگو كه تيغ زمانه سخت خونريز است وبگريزكه هنگام گريز است...

نگو كه ميترسي از كثرت دشمن،از زيادت رايت،از عداوت خويشتن

خصم ايران و ايراني بداند براي ما مردن درجوشن خونين برتر از زندگي ننگين است...

به پيلان بدمست بگوييد درجهان شيرمست بسيار است چرا كه دست بالاي دست بسيار است...

اگر مردراهي كه نه مجال ماندن است ونه تامل جايز...

اگر سربه سرتن به كشتن دهيم

به ازآن كه كشوربه دشمن دهيم...

 درودبرشهيدان فدايي ملت وميهن...

+ نگاشته شده از دل پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


آرتیمیس (بزرگترین دریاسالار ایرانی)

منتشر شده توسط پیشاهنگ
03-09-2006

آرتیمیس (بزرگترین دریاسالار ایرانی)


آرتميس Artemis نخستين زن دريانورد ايراني است كه درحدود 2480 سال پيش،فرمان درياسالاري خويش را از سوي خشايارشاه هخامنشي دريافت كرد و اولين بانویي ميباشد كه در تاريخ دريانوردي جهان در جايگاه فرماندهي دريايي قرار گرفته است.



در سال 484 پيش از ميلاد، هنگامي كه فرمان بسيج دريايي براي شركت در جنگ با يونان از سوي خشايارشاه صادر شد، آرتميس فرماندار سرزمين كاریه با پنج فروند كشتي جنگي كه خود فرماندهي آنها را در دست داشت به نيروي دريايي ايران پيوست. دراين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروي زميني ايران را 800 هزار پياده و 80 هزار سواره تشكيل ميداد و نيروي دريايي ايران شامل 1200 ناو جنگي و 300 كشتي ترابری بود.
همچنین آرتميس در سال 480 پيش از ميلاد در جنگ سالامين Salamine كه بين نيروي دريايي ايران و يونان درگرفت شركت داشت و دلاوري هاي بسياري از خود نشان داد و با ستايش دوست و آشنا روبرو شد.
او در يكي از دشوارترين شرايط در جنگ سالامين، بادليري و بيباكي كممانند توانست بخشي از نيروي دريايي ايران را از خطر نابودي نجات دهد و به همين دليل به افتخار دريافت فرمان درياسالاري از سوي خشايارشاه رسيد.
او به خشایارشاه پیشنهاد ازدواج نیز داد که بدلایلی این پیوند صورت نگرفت.

در سالهاي دهه شصت ميلادي (دهه چهل خورشیدی) نيروي دريايي ايران، براي نخستين بار ناو شكن بزرگي را به نام يك زن نام گذاري كرد و او «آرتميس» بود .
ناو شكن آرتميس در دوران خدمت «درياسالار فرج الله رسايي» به آب انداخته شد و سالها بر روي آبهاي خليج همیشه فارس پاسدار سواحل ايران بود.


ای کاش همیشه نامهایی ایرانی و پارسی زینت بخش جنگافزارها، کشتیها و هواپیماهای نظامی ایران میبود تا یاد سرداران این مرز و بوم در خاطرهها جاودانه بماند (نه نامهایی مانند ثاقب، حاصب ، شهاب، غدیر، ابابیل، کوثر، رعد، ذوالفقار، نور، هود، میثاق و ... که متاسفانه همگی واژههایی بیگانه می باشند).
اصولا هرگونه وسیله، ابزار یا دستگاهی که توسط کشوری ساخته میشود نامی ناب از همان زبان بر رویش گذاشته میشود تا نمایانگر همان کشور باشد؛ اکنون خود قضاوت نمایید اگر یک خارجی این اسامی را بشنود به یاد ایران خواهد افتاد یا کشورهای عربی؟

در پایان جا دارد که از دیگر سرداران زن ایران باستان هم یادی شود،کسانی مانند: كرديه، بانوگشسب، گردآفريد، یوتاب .

http://ariobarzan.blogfa.com/

 

+ نگاشته شده از دل جمعه دوم آذر 1386 ساعت 0:28 قبل از ظهر  توسط شرقزاد  |