تبليغاتX
html> آزادی , صلح , برابری
(غم مردان بزرگ وجود نامردمان است....)


آزادی , صلح , برابری



فریاد ایران






آنگاه که شمشیر پلید و اهریمنی خائنین پشت فرمانروای بزرگ تاریخ ایران را شکافت و شیرمرد کشورمان نادرشاه افشار را به زانو انداخت ، نادر با دست خون آلود خویش مشتی خاک به دست گرفت و گفت خاک ایران نادرها دارد. فیلسوف خردمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : کجا دلبری زیباتر از "ایران" سراغ دارید ؟ معشوقی که هزاران هزار پیکر عاشق در زیر پایش ، تن به خاک کشیده اند.آنگاه که نانجیبان خواستند سر نادرشاه افشار منجی ایران در هنگامه تاراج کشور را از تن جدا کنند او با صدای نحیف می گفت ایرانم ایرانم یارانم.

 

چگونه است که ما،در این سر دنیا،عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها،در آن سر دنیا، عرق می خورند و وضع شان آن است!...نمی دانم،مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن!(دکتر علی شریعتی)

باتشکر از مهندس مالکی:http://geologist.blogfa.com/ 

 

+ نگاشته شده از دل یکشنبه هفدهم مهر 1390 ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


...

دل کندن اگر حادثه ای آسان بود فرهاد بجای بیستون دل میکند...

+ نگاشته شده از دل جمعه بیستم اسفند 1389 ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


وبگاه های دیگر من

http://peikeshargh.blogfa.com/    . هنری .شعر و ...

http://kiokoshinrazm.blogfa.com/ ورزشی . رزمی

http://www.peykeshargh.persianblog.ir/ فرهنگی هنری و...

http://www.meemarhasti.blogfa.com/  وبگاه عمران و معماری

بر خاک بخواب نازنین  تختی نیست

آواره شدن حکایت تلخی نیست

از پاکی اشکهای خود فهمیدم

لبخند همیشه راز خوشبختی نیست...

 

+ نگاشته شده از دل پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 ساعت 3:17 قبل از ظهر  توسط شرقزاد  | 


 

  من دچار خفقانم در بند به امید نفسی
 کام من تلخ تر از شوکر زهراست خدا میداند
 که در اندوه دمی شاد زیستن
 تن من غرقه به خون شد دلم از هم بگسست

تقدیم به آنان که بیاد آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنند سنگینتر از فریاد....

عکس از همرزم گرامی:ح.خاموش

 http://khamoush.blogfa.com

 

+ نگاشته شده از دل شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


چرا مادر مرا بیست ساله کردی

 میان پادگان آواره کردی
به من گفتی که سربازیست آسان

 نگفتی لیک عمر یک جوان است
نویسم نامه ای با برگ چایی

بالای برجک پست میدهم مادر کجایی؟

+ نگاشته شده از دل شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


 

یا مقلب القلوب....

وبدین سان گذشت سالی که بر ما اینسان چون باد گذشت ...

باشد که تحویل سال نو همزمان با تحول درونی مان باشد...

 

+ نگاشته شده از دل پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط شرقزاد  | 


بازگشتم که بگویم من سربازم که بازمیگردم نه زندانی که بازگشتم با خدا باشد گر چه امیدی به برگشت نیست...

 

+ نگاشته شده از دل پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


چنین گفت زرتشت پاک عاشقی عاشق باش ودوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش وبه مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

سپندارمزدگان خجسته باد...

+ نگاشته شده از دل سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط شرقزاد  | 


عشق را به خاطر بسپار

وعاشق را به خاطره

 زیرا عشق ماندنیست

وعاشق رفتنی

 

من هم رفتم چون نوبت به خدمت سربازی من هم رسید خدانگهدار عزیزم باید برم از این دیار اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها بذار

خدانگهدار تا سلامی گرم...

+ نگاشته شده از دل سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  | 


December 14, 2007

http://www.khosoof.com/archive/409.php#comments

من دچار خفقانم، خفقان!

مشت مي‌کوبم بر در
پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان!

من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم،
-آآآآآآي!
با شما هستم!
اين درها را باز کنيد!
من به دنبال فضايي مي‌گردم،
لب بامي،
سر کوهي،
دل صحرايي
که در آنجا نفسي تازه کنم.
آه!
مي‌خواهم فرياد بلندي بکشم
که صدايم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد،
چاره درد مرا بايد اين داد کند.
از شما خفتهء چند،
چه کسي مي‌آيد با من فرياد کند؟

ف.مشیری



تجمع در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران در اعتراض به دستگیری مریم حسین‌خواه و جلوه جواهری

+ نگاشته شده از دل سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط شرقزاد  |